تبليغاتX
بابا گنوش

بابا گنوش

در مورد همه چیز

+ نوشته شده در  جمعه 26 مرداد1386ساعت 0:2 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

از زماني كه برخي از اعضاي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در قالب نامه ای با 20 امضا’خواستار برپايي مجمع عمومي فوق العاده براي اصلاح اساسنامه شده اند، يك سال مي گذرد. باتوجه به اين كه اين افراد عضو انجمن صنفي بوده و هستند در اين نوشته سعي مي شود حركت و اعتراض آنها ازمنظر صنفي ...
.....................................
  ".....هنرمند  مستقل و آزاد اندیش  تنهاست... انسانی که کار فکری می کند اولین مسئله اش آزادی ست و این انسان چقدر کارش در یک حکومت تمامیت گرا سخت است." گفتگوی فرح طاهری با مرضیه وفامهر ...
.................................
در گردهمایی بازداشت شدگان 18 تیر عنوان شد:تاکید برادامه تلاش ها برای آزادی دانشجویان پلی تکنیکی   عکس : ادوار نیوزهم زمان با جشن مبعث پیامبر اکرم (ص) برخی از  اعضای سازمان دانش آموختگان و شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت و جمعی از فعالان سیاسی، روشنفکران و فعالان دانشجویی به مناسبت عید ...
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مرداد1386ساعت 4:28 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

clouds and leaves || canon5D/EF17-40L@36 | 1/250s | f11 | ISO320 | Handheld

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت 10:2 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

(درود . دوستان عزیز متاسفانه امروز سایت روزآنلاین به روز نشده است و در نتیجه طنز سیاسی امروز "پنج شنبه"ی سید ابراهیم نبوی نیز منتشر نشده است. امید است در آینده چنین اتفاقاتی کمتر بیفتد). آزادی 8 تن از بازداشت شدگان 18 تیر 86 8 نفر از بازداشت شدگان در روز 18 تیرماه 86 عصر دیروز با تودیع قرار ...
...............................................
 
عضو هیأت نظارت بر صدا و سیما:فرزاد حسنی از كوله پشتي اخراج شده است/برکناری 4 نفر دیگر
در جلسه گذشته هیات نظارت نتوانستیم درباره تخلفات کوله پشتی تصمیم گیری کنیم اما انتقادات اعضا در این باره مطرح شد و در جلسه این هفته هیات نظارت در اين باره تصمیم گیری می شود
....................................
گویا سینمای امروز شبکه 2 قسمتهایی از پشت صحنه فیلم " همیشه پای یک زن در میان است ! " کمال تبریزی رو پخش کرده.در این قسمت کوتاه اکثرا بازی مهران مدیری به نمایش گذاشته شده بود.کیفیت خوب صدا و تصویر و حجم کم ازویژگی های این کلیپ هست !برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید و منتظر باشید تا لینک ...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت 9:45 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

تونل عظيمي در سفارت انگلستان كشف شده است كه از آن براي تردد زنان فاحشه و جاسوسان استفاده مي‌شد.
به گزارش خبرنگار رجانيوز يك مقام امنيتي نظامي كه خواست نامش فاش نشود اعلام كرد در پي گودبرداري اخير ساختمان فرش ايران در كوچه‌هاي مقابل سفارت انگلستان در خيابان فردوسي تهران كارگران به يك تونل ...
............................................................................
مجید یزدانی ، همسر فاطمه جوادی رییس سازمان محیط زیست دستگیر شد . سایت بازتاب امروز با اعلام این خبر بدون ذکر نام ، تنها اشاره کرد که همسر یکی از معاونان رییس جمهور دو روز قبل بازداشت و ودستگیر شده است . به گزارش بازتاب ، این فرد سمت مشاور این سازمان راهم عهده دار بوده است . لذا با توجه به ...
...................................................................................
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 8:16 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

:: گزارش تصويري


نمایشگاه نقاشی‌های هومن نصیری
 
نمایشگاه نقاشی‌های رضا هزاره

نمایشگاه مجسمه‌های پیمان امردادی
 
نمایشگاه نقاشی‌های جواد غفاری

نمایشگاه گروهی طراحی
 
نمایشگاه گروهی نقاشی انجمن هنرمندان نقاش

نمایشگاه پوسترهای گروه سینما تیف
 
طراحی‌های مقداد لرپور

نمایشگاه نقاشی‌های مینا نادری
 
محرم به روایت رامین درم بخش

محرم به روایت کیان امانی
 
نمایشگاه نقاشی‌های ابوالفضل لیره

نمایشگاه نقاشی‌های آویز میرفخرایی
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

اخرین حیرت زمانیست که پی میبری

چیزی تورا به حیرت وا نمیدارد.......

                                ریچارد براونیگان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 0:5 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

اوايل شب بود. دلشوره عجيبي تمام بدنم را فرا گرفته بود. بعد از اينكه راه افتاديم به اصرار مادرم يك سبد گل خريديم. خدا خير كساني را بدهد كه باعث و باني اين رسم و رسومهاي آبكي شدند. آن زمانها صحراي خدا بود و تا دلت هم بخواهد گل! چند شاخه گل مي كندن و كارشان راه مي افتاد، ولي توي اين دوره و زمونه حتي گل خريدن هم براي خودش مكافاتي دارد كه نگو نپرس!!! قبل از اينكه وارد گلفروشي بشوي مثل «گل سرخ» سرحال و شادابي ولي وقتيكه قيمتها را مي بيني قيافه ات عين «گل ميمون» مي شود. بعدش هم كه از فروشنده گل ارزان تر درخواست مي كني و جواب سر بالاي جناب گلفروش را مي شنوي، شكل و شمايلت روي «گل يخ» را هم سفيد مي كند!!! البته ناگفته نماند كه بنده حقير سراپا بي تقصير هنوز در اوان سنين جواني، حدود اي «سي و نه» سالگي بسر برده و اصلاً و ابداً تا اطلاع ثانوي نيز نيازي به تن دادن به سنت خانمانسوز ازدواج در خود احساس نمي نمودم منتهي به علت اينكه بعضي از فواميل محترمه خطر ترشي افتادگي، پوسيدگي روحي و زنگ زدگي عاطفي اينجانب را به گوش سلطان بانوي خاندان مغزّز «مقروض السلطنه» يعني وزير «اكتشافات، استنطاقات و اتهامات» رسانده بودند فلذا براي جلوگيري از خطرات احتمالي عاق شدگي زودرس و بالطبع محروم ماندن از ارث و ميراث نداشته و يا حرام شدن شير ترش مزه نخورده سي و هشت سال پيش و متعاقب آن سينه كوبيدن ها و لعن و نفرين هاي جگرسوز نمودن و آرزوي اشّد مجازات در صحراي محشر و از همه بدتر سركوفت فتوحات بچه هاي فاميل و همسايه مبني بر قبول شدن در رشته هاي دانشگاهي؛ نانوايي سنگكي اطاق عمل،تايتانيك پزشكي، مهندسي فوتولوس و متلك شناسي هنرهاي تجسمي، صلاح را بر آن ديدم كه حب سكوت و اطاعت خورده و به خاطر پيشگيري از بمباران شدن توسط هواپيماهاي تيز پرواز «لنگه كفشهاي F14» و موشكهاي بالستيك «نيشگون ها و سقلمه هاي F11» و غش و ضعف هاي گاه و بيگاه «مادر سالار» به همراه از خانه بيرون كردنهاي «پدر سالار» و تهديدات جاني و مالي فوق العاده وحشتناك همشيره هاي مكرّمه با مراسم خواستگاري امشب موافقت به عمل آورده و خود را به خداوند منان بسپارم.

خلاصه كلام به هر جان كندني كه بود به مقصد رسيديم. بعد از مدتي در باز شد و قيافه پدر و مادر عروس خانم از دور نمايان شد. چشمتان روز بد نبيند! پدر عروس كه فكر مي نمود من بوده ام كه ارث باباي خدا بيامرزشان را بالا كشيده ام، چنان جواب سلامم را داد كه ديگر يادم رفت به او بگويم مرا به غلامي بپذيرد، از همين حالا معلوم بود كه بيشتر از غلامي و نوكري خانواده شان چيزي به من نمي ماسد!! مادر عروس خانم نيز چنان برو بر به چشمانم خيره شده ورانداز مي نمود كه اولش فكر كردم قرار است خداي نكرده با ايشان ازدواج كنم، فقط مانده بود بگويد كه جورابهايت را هم در بياور ببينم پاهايت را سنگ پا زده اي يا نه!!! بعدش هم نوبت خواهر ها و برادرها عروس رسيد. معلوم بود كه از حالا بايد خودم را روزي حداقل يك فصل كتك خودرن از دست برادرهاي عروس آماده مي نمودم. به خاطرهمين هم با خودم تصميم گرفتم كه اگر زبانم لال با عروسي ما موافقت شد سري به اداره بيمه «فدائيان راه ازدواج» زده و خودم را بيمه «شكنجه زناشوئي» و بيمه «بدنه شخص ثالث» كنم! علي ايحال، بعد از مدتي انتظار و لبخند ها و سرفه ها و تعارف هاي مكش مرگما تحويل هم دادن، عروس خانم هم با سيني چاي قدم رنجه فرمودند. عروس كه چه عرض كنم، دست هر چي مامان گودزيلا را از پشت بسته بود! بعد از اينكه چاي جوشيده دست خانوم خانوما را ميل كرديم، پدر عروس خانم شروع به صحبت نمود. ايشان آنقدر از فوايد ازدواج و اينكه نصف دين در همين عمل خير گنجانده شده است و بعدش هم بايستي ازدواج را ساده برگزار كرده و خرج بالاي دست داماد نبايد گذاشت، گفت و گفت كه به خود اميدوار شدم و كم كم آن رفتار خشن اولشان را به حساب ظاهر بيني و قضاوت ناعادلانه خودم گذاشتم. پس از اينكه سخنان وزير ارشاد، پدر زن آينده به پايان رسيد وزير جنگ، مادر زن عزيز شروع به طرح سوالات تستي به سبك كنكور سراسري كرد. ابتدا مادر عروس با يك لبخند مليح و دلنشين واز شغل اينجانب سوال نمود. من هم با تمام صلابت خودم را كارمند معرفي كردم. كفر ابليس عارضتان نگردد!! مادر عروس كه انگار تيمور لنگ قرار است دوباره به ايران حمله كند چنان جيغي زده و به گونه اي مرا به زير رگبار ناسزاهاي اصيل پارسي رهنمون ساخت كه از ترس نزديك بود، دو پاي داشته را با دو دست ديگر به هم پيوند زده و چهار نعل از پنجره اطاق پذيرايي طبقه پنجم ساختمان به بيرون پريده و سفر به ولايت عزرائيل را آغاز نمايم. در ادامه جلسه بازجويي (ببخشيد خواستگاري) خواهر بزرگتر عروس از من راجع به ويلاي شمال و اينكه قرار است تعطيلات آخر هفته را با خواهر جانشان به ماداگاسكار تشريف برده يا سواحل دلپذير شاخ آفريقا، سولات بسيار مطبوعي را مطرح نمودند. خانمم نيز از فرصت بدست آمده استفاده ابزاري كرده و مدل ماشيني را كه قرار بود خواهر فرخ سرشتشان را سوار آن بنمايم از من جويا شد. بنده نديد بديد هم كه تا حالا توي عمر شريفم بهترين ماشيني كه سوار شده ام اتوبوس شركت واحد بوده است از اينكه توانايي حتي خريد يك روروك يا سه چرخه پلاستيكي اسباب بازي را نيز نداشته و نمي توانستم همراه با خواهر دردانه ايشان سوار بر «اپل كوراساو» و «دوو سيلويا» و «پيكان خميري» در خيابانهاي «شهرك شرق و مير عروس و خوشبخت آباد» ويراژ داده و دلم ديمبو و زلم زيمبو راه بيندازم كمال تأسف و تأثر عميق خويش را بيان نمودم. باباي عروس هم كه در فوايد ساده برگزار كردن مراسم عروسي يك خطبه تمام سخنراني كرده بود از من براي دخترشان سراغ خانه دوبلكس با سقف شيبدار، آشپزخانه اپن و دستشويي كلوز و خلاصه راحتتان كنم كاخ نياوران را مي گرفت. هر چند كه حضرت اجل نيز بعد از اينكه فهميد داماد آينده شان خانه مستقل نداشته و قرار است اجاره نشيني را انتخاب نمايد نظرشان در مورد دامادهاي گوگولي مگولي برگشته و به من لقب «گداي كيف به دست» را هديه نمودند!

بعد از تمام اين صحبتها نوبت به سوالات عروس خانم رسيد. اولين سولا ايشان در مورد موسيقي بود و اينكه بلدم ارگ و گيتار و تنبك بزنم يا نه؟ واقعاً ديگر اين جايش را نخوانده بودم. مثل اينكه براي داماد شدن شرط مطربي و رقص باباكرم نيز جزء واجبات شده بود و ما خبر نداشتيم! دومين سوال ايشان هم در مورد تكنولوژي مخابرات خلاصه مي شد، عروس خانم تلفن موبايل را جزء لاينفك و اصلي زندگي آينده شان مي دانستند، من هم كه تا حالا بهترين تلفني كه با آن صحبت كرده ام تلفن عمومي سر كوچه مان بوده توي دلم به هر كسي كه اين موبايل را اختراع كرده بود بد و بيراه گفته و از عروس خانم به خاطر نداشتن موبايل عذر خواهي نمودم. بعد از اين كه عروس خانم فهميد كه از موبايل هم خبري نيست سگرمه هايش را درهم كرده و مرا يك «بي پرستيش عقب افتاده از دهكده جهاني آقاي مك لوهان» توصيف نمود، البته داغ عروس خانوم هنگامه كه متوجه شد بنده بي شخصيت از كار با اينترنت و ماهواره هم سر در نياورده و نمي توانم مدل لباس عروسي ايشان را از آخرين «بوردهاي مد 2000 افغانستان» بيرون بياورم، تازه تر شده و چنان برايم خط و نشان كشيد كه انگار مسبب قتل «راجيو گاندي» در هندوستان عموي بنده بوده است و لاغير!

در ادامه سوالات فوق، عليا مخدره از من توقع برگزاري مراسم عروسي در باشگاه يا هتل را داشتند، چون به قول خودشان مراسم عروسي كه توي باشگاه برگزار نشود باعث سر شكستگي جلوي فاميل و همسايه ها مي شود! والله، اينجايش كه ديگر برايم خيلي جالب بود ما تا حالاديده بوديم كه باشگاه جاي كشتي گرفتن و فوتبال و واليبال بازي كردن است ولي مثل اينكه عروس خانم ها جديد زمين چمن و تشك و تاتامي را با محضر ازدواج اشتباه گرفته اند، الله اعلم! سوال چهارم هم به تخصص بنده در نگهداري و پرستاري از «گربه ها و سگهاي ايشان» در منزل آينده مربوط مي شد كه اين بار ديگر جداً نياز به وجود متخصصين باغ وحش شناسي و انجمن دفاع از حقوق بقاي وحش احساس مي گرديد تا براي به سرانجام رسيدن اين ازدواج ميمون و خجسته كمي فداكاري به خرج و راه و روشهاي «معاشرت ديپلماتيك» با آن موجودات زبان بسته را نيز به داماد فدا شده در راه عشق «هاپوها و ميو ميوها» آموزش مي دادند، بعد از تمام اين وقايع ناخوشايند نوبت به مهريه رسيد. خواهر كوچكتر عروس به نيت صدو دوازده نفر از ياران «لين چان» در سريال «جنگجويان كوهستان» اصرار داشت كه صدو دوازده هزار سكه طلا مهريه خواهر تحفه اش باشد و به نيت اينكه در سال هزار و سيصد و چهل نه به دنيا آمده، هزار و سيصد و چهل و نه سكه نقره هم به مهريه اش اضافه شود! باز جاي شكرش باقي بود كه سال تولد در ايران «شمسي » مي باشد اگر «ميلادي» بود چه خاكي به سرم مي كردم! بعد از قضيه مهريه نوبت شيربها شد. مادر عروس به ازاي هر سانتيمتر مكعب از آن شير خشكي به دختر خودش داده بود براي ما دلار، يورو، سپه چك، عابر چك و سهام كارخانجات پتروشيمي كرمانشاه و تراكتورسازي تبريز را حساب كرده به طوريكه احساس نمودم كه اگر يك ربع ديگر توي اين خانه بنشينيم خواهند گفت كه لطفاً پول آن بيمارستاني را كه عروس خانم در آنجا بدنيا آمده و پول قند و چايي مهمانهايشان را هم ما حساب كنيم!

بعد از تمام اين حرفها مادر بخت برگشته ما يك اشتباهي كرده و از جهيزيه ننه فولاد زره، عروس ترگل ورگلشان سوال نمود. گوشتان خبر بد نشنود! آن چنان خانواده عروس، مادرم را پول دوست، طماع، گداي هفت خط، تاجر صفت، دلال، خيانتكار جنگي و جنايتكار سنگي معرفي كردند كه انگار مسبب اصلي شروع جنگ جهاني دوم مادر نئونازي بنده بوده است، نه جناب هيتلر! به هر تقدير در پايان مراسم بعد از كمي مشورت خانواده عروس جواب «نه» محكم و دندان شكني را تحويلمان دادند و ما هم مثل لشكر شكست خورده يأجوج و مأجوج به خانه رجعت نموديم، پس از آن «دفتر معاملات ازدواج» با خودم عهد بستم كه تا آخر عمر همچون ابوعلي سينا مجرد مانده و عناصر نامطلوبي به مانند خواستگاري و ازدواج و تأهل را نيز تا ابد به فراموشي بسپارم، بيخود نيست كه از قديم هم گفته اند؛ آنچه شيران را كند روبه مزاج، ازدواج است، ازدواج!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 11:47 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

تحریریه شرق پس از شنیدن خبر توقیف

 ............................................

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 11:47 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

می بوسمت
انقدر محکم
که از جنسیتت
بیزار شوی

.........................

عشق من!
بالاخره يک روز عکست را مي‎گيرم، نگاتيوت مي‎کنم.
تا چاپ شوي، هر کاري که دوست نداشتي انجام مي‎دهم

.............................

همسايه عزيز ، ادامه دهيد:
معاشقه ي شما، كاري به پنجره ي ما ندارد!
ما اينجا ، پشت پرده نشسته ايم و داريم
زندگي مان را مي كنيم!

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 11:38 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

«سيمين غانم» به همراه گروهش 23 تا 26 مرداد در تالار وحدت به اجراي برنامه مي‌پردازد.

به گزارش فارس، در اين برنامه كه به همت بنياد خيريه فيروزنيا برگزار مي‌شود، «سيمين غانم» خواننده به همراه «سارا احمدي»نوازنده دف، «آزاده شمس»:ويلن و «فريبا جواهري»:پيانو قطعاتي چون گل گلدون، پرنده، مرد من، قلك چشمات و...و چند قطعه از آلبوم جديدش را اجرا مي‌كند.
«سيمين غانم» تاكنون كنسرت‌هايي را در تهران به نفع خيريه فيروزنيا برگزار كرده، وي همچنين ارديبهشت ماه در شيراز برنامه‌اي را اجرا نمود.
اين خواننده ساعت 30/17 روزهاي فوق در تالار وحدت به روي صحنه مي‌رود.

آثاري از بهترين نقاشان قهوه‌خانه‌اي در نگارخانه مميز خانه هنرمندان ايران به نمايش گذاشته شد.

به گزارش فارس، در اين نمايشگاه 25 تابلو در ابعاد مختلف و با موضوعاتي چون عاشورا و قصه‌هاي شاهنامه از هنرمندان برجسته و پيشكسوت نقاشي قهوه‌خانه‌اي به نمايش گذاشته شده است.
در اين نمايشگاه آثاري از سيد حسين حسيني، منصور وفايي، احمد خليلي، گداعلي، علي‌اكبر لرني، محمد مدبر، حسن اسماعيل‌زاده(چليپا)، فتح‌الله قوللرآغاسي، حسين قوللر آغاسي، جواد عقيلي، عباس بلوكي‌فر، محمد فراهاني و حسين همداني به معرض نمايش عموم درآمده است.
اين نمايشگاه با كارگاه آموزشي نقاشي قهوه‌خانه‌اي همراه است وعلاقه‌مندان براي بازديد از اين آثار مي‌توانند از ساعت 10 تا 20 به خانه هنرمندان ايران واقع در خيابان ايرانشهر، خيابان موسوي شمالي، باغ هنر، خانه هنرمندان ايران مراجعه كنند

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 5:9 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 12:56 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

یک روزنامه صبح که مدعی است بخش رسانه ای طبقه روشنفکران ایرانی را نمایندگی می کند، به ارگان همجنس گرایان ایرانی تبدیل شد! به گزارش رجانیوز، روزنامه شرق روز گذشته، گفتگویی با یک شاعر زن همجنس باز ترتیب ...
 
این خبر را الان شنیدم و عینا به نقل از بازتاب در اینجا می آورم بدون هیچ توضیحی:

اخبار رسیده از توقیف مجدد روزنامه شرق حکایت دارد.به گزارش خبرنگار «بازتاب» صبح امروز هیئت نظارت بر مطبوعات این روزنامه را توقیف کرد.گفته می شود گفتگو با یک چهره بدنام ادبیات، در کنار انتشار یادداشت مسعود بهنود با عنوان «این بار به احمدی نژاد رای می دهم» که به بهانه دومین سالگرد آغاز به کار دولت نهم منتشر شده بود، علت توقیف این روزنامه اصلاح طلب بوده است.این در حالی است که این روزنامه عصر شنبه به حذف گفتگوی مذکور از سایت اینترنتی خود پرداخته و در شماره های دیروز و امروز خود به عذرخواهی رسمی از این اقدام پرداخته بود.شرق پیش از این در 20 شهریور ماه سال گذشته هم در پی چاپ کاریکاتوری در صفحه‌ آخر یکی از آخرین شماره‌های خود توقیف شده بود. اما پس از پیگیری های حقوقی این روزنامه مشکل آن برطرف و انتشار آن از اوایل سال جاری از سر گرفته شد.گفتنی است، اولين شماره روزنامه شرق دوم شهريور ماه 1382 به روي دكه‌ها رفت و از آن هنگام تاكنون، جز وقفه‌اي چند روزه كه بنا به حكم قضايي صورت گرفت و توقیف چند ماهه سال گذشته، پيوسته منتشر شده‌ بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 12:34 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

دیروز اقای احمدی نژاد امروز اقای حدادعادل فردا.......

پلمب فروشگاههای مانتو....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 5:24 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

به نقل از منابع آگاه! محسن مخملباف دو هفته‌اي است كه به ايران آمده و اكنون در تهران زندگي مي‌كند. فرانسوي شدن يا نشدن مخملباف‌ها هم داستاني شده است؛ واقعا چه اهميتي دارد كه مخملباف در ايران باشد، افغانستان باشد، تاجيكستان باشد يا در ناف پاريس زندگي كند؟ النهايه زير همين سقف آسمان است و ناگزير از گذران روزگار، كه در معناي هنري‌اش، براي همه جهانيان يكسان است. آن‌چه اهميت دارد اين است كه مخملباف به هر دليلي، خواسته يا ناخواسته، ارتباطش با ايرانيان قطع شده است. مدت‌هاست جهان سينمايي مخملباف براي مخاطبان سابق‌اش، ناآشناست. مدت‌هاست «تب مخملباف» فروكش كرده ومدت‌هاست كسي درباره او حرفي براي گفتن ندارد. در همين «برهوت بي‌مخملبافي» است كه ناگهان خبر فرانسوي‌ شدن‌ مخملباف بلوا به پا مي‌كند و رفتن يا ماندن وي براي حتي مخالفانش مهم مي‌شود. اما مسلما اين بلوا هم ديري نمي‌پايد، و مخملباف به همان صندوقچه‌اش كه در رودخانه‌هاي جهان سرگردان است، بازمي‌گردد.

........................................................................................................

حمایت خزعلی از ریاست مصباح‌یزدی در مجلس خبرگان

ادامه مطلب را اینجا بخوانید

.............................................................................................

تیتر روزنامه‌های صبح تهران

صفحه‌ی اول روزنامه‌های امروز صبح تهران

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 



File Search Accelerator
 « ابزاری سریع و کار آمد بر ای جستجو بین فایلها »
اگر از جستجوی کند و اعصاب خرد کن ویندوز خسته شده اید با نصب این برنامه به جستجوی خود سرعت دهید و سریع به هدف برسید، این برنامه قادر است در بین 120.000 فایل تنها در عرض 2 ثانیه جستجو کند و نتایج را پیش روی شما بگذارد.


دانلود - 7.0 مگابایت
کرک
سایت سازنده

+ نوشته شده در  شنبه 13 مرداد1386ساعت 11:23 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

+ نوشته شده در  شنبه 13 مرداد1386ساعت 10:23 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

دهها دختر و پسر جوان که با شرکت در يک پارتي در محمدشهر کرج در حال رپ خواني بودند، از سوي پليس انتظامي دستگير شدند.

به گزارش «جام جم» در پي اطلاع ماموران انتظامي از يک فراخوان اينترنتي براي حضور جوانان در مراسم رپ خواني در يکي از باغهاي اطراف کرج ، موضوع در دستور کار ماموران قرار گرفت و با تحقيقات تخصصي مشخص شد، عاملان برگزاري اين پارتي پس از دعوت ، عنوان کرده اند بزودي با کساني که تمايل به حضور دارند تماس خواهند گرفت ، به طوري که هيچ يک از دعوت شدگان از مکان و زمان برگزاري پارتي رپ خوان ها اطلاع نداشتند.

گزارش حاکي است ، در ادامه تحقيقات و مشخص شدن زمان و مکان برگزاري پارتي ، ابتدا محل به صورت نامحسوس از سوي پليس شناسايي و مشخص شد افرادي که اين پارتي را برگزار کرده اند، از هر يک از مراجعه کنندگان مبالغي از 6تا 20هزار تومان دريافت کرده اند. 

همچنين آنها بشدت اطراف محل پارتي را کنترل مي کنند تا اگر متوجه حضور پليس شدند، ديگر همدستان خود را مطلع کنند.

با جمع بندي اطلاعات مربوط به اين پارتي و گزارش موضوع ، ماموران با مجوز قضايي وارد باغ شدند و دهها دختر و پسر جوان را که با پوشش نامناسب در حال رقص و پايکوبي بودند، دستگير کردند.

با دستگيري افراد شرکت کننده در اين پارتي که برخي از آنها از مشروبات الکلي ، مواد مخدر و قرص هاي روان گردان استفاده کرده بودند، گلاره - يک خواننده زن ، گروههاي وحيد دي جي ، مارال ، رپ و راک دانيال دستگير شدند. 

با دستگيري گروههاي رپ خوان و بازرسي از محل مقاديري مشروبات الکلي ، مواد مخدر و 800 سي دي مستهجن کشف و ضبط و مشخص شد افرادي که اين مراسم را برگزار کرده اند، با نصب دوربين هاي مخفي در گوشه و کنار محل ، از دختران جوان تصويربرداري کرده اند تا به نوعي از اين فيلمها سوء استفاده کنند.

اين گزارش حاکي است ، در مرحله بعدي از تحقيقات معلوم شد، برخي از شرکت کنندگان در اين پارتي ، در خارج از کشور زندگي مي کنند و به دعوت برگزارکنندگان ، در اين محل حضور پيدا کرده اند. تحقيق در اين زمينه ادامه دارد.
......................................................................................................................
روزنامه اعتماد در صفحه فرهنگ روز شنبه سي‌ام تيرماه، جوابيه‌ي كوبنده‌ي استاد جلال ذوالفنون به سخنان چندي پيش استاد محمدرضا شجريان را منتشر كرده‌است. اين جوابيه در پي سخنان ماه گذشته‌ي شجريان در پايان کنسرت‌هاي دوره‌اي اش در اروپا تنظيم شده، زماني‌كه شجريان در مصاحبه با رسانه‌هاي خارجي به بيان نظراتش در باب موسيقي عرفاني و تحولات موسيقي ايراني و چشم‌انداز آينده‌ي آن پرداخت. اما ذوالفنون در مطلبي باعنوان «اظهارنظر كار آساني نيست» كه در آن بندبند گفته‌هاي شجريان را به باد نقد گرفته و حتي در بعضي واژه‌ها رعايت انصاف به كناري نهاده، در مقام پاسخ‌گويي به شجريان برآمده است. ذوالفنون در ابتداي نوشته‌اش از عظمت فرهنگ و تمدن ايران‌زمين گفته و رسانه‌ها را حافظان اين ميراث معرفي كرده و ضمن ابراز تاسف از نظرات شجريان كه شايسته اين فرهنگ نيست، به سراغ اصل موضوع رفته است. ذوالفنون سخنان شجريان را نه به‌عنوان نظر شخصي كه مرتبط با فرهنگ جامعه دانسته و خود را محق در جواب دادن دانسته و آن‌گاه با الفاظ شديد مقابل استاد ايستاده. برای ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.
+ نوشته شده در  شنبه 13 مرداد1386ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

حیف که عکاس های ما از جمعیت بیرون مسجد عکسی تهیه نکردن....

+ نوشته شده در  جمعه 12 مرداد1386ساعت 10:46 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

عروس گل های اقاقی نمایشنامه ای بر اساس زندگی و شعر فروغ فرخ زاد است که عزت گوشه گیر آن را نوشته است و به کارگردانی دانا فرایدمن در بهار پارسال در تئاتر شوپن شیکاگو به روی صحنه رفت.
عزت گوشه گیر در رشته نمایشنامه نویسی و ادبیات دراماتیک هم در ایران و هم در آمریکا تحصیل کرده است. از او تاکنون یک دفتر شعر، "مهاجرت در آفتاب"و دو مجموعه داستان "و ناگهان پلنگ گفت: زن" و "آن زن، آن اتاق کوچک و عشق" و یک نمایشنامه، "دگردیسی و حاملگی مریم" به چاپ رسیده است. نمایشنامه های او به زبان انگلیسی در شهرهای آمریکا به روی صحنه آمده است. نمایشنامه "گنگ لو دو اسلحه خرید" در ویکتوری گاردن تیاتر در ماه آوریل روخوانی صحنه ای شد. فیلم اجرای نمایش عروس گل های اقاقی به کارگردانی دانا فرایدمن را همینجا ببینید.
+ نوشته شده در  جمعه 12 مرداد1386ساعت 2:19 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

این مافیای "قلم چی" هم داره شورش رو در می آره. به شیوه سالهای گذشته، هنوز نتایج کنکور سراسری اعلام نشده، تعدادی زیادی از رتبه های اول کنکور را به زور چسبونده به خودش. ظاهرا هر کسی که یکی دو بار از کنار یکی از شعبه های دارغوزآباد قلم چی رد شده، شده عضو کانون پر طمطراق قلم چی. شعبه هایی که در حقیقت در پوشش نام قلم چی و با پرداخت حق حساب به آقای قلم چی در شهرها ومحلات کار می کنند.

یکی از اقوام که سال گذشته رتبه 300 کنکور شد و اکنون در دانشگاه تهران برق می خواند تعریف می کرد، هفته اول مهر سال گذشته، عوامل و دلالان کانون قلم چی به دنبال رتبه های برتر دانشگاه تهران بودند تا در قبال پرداخت مبلغی، عکس آنها را در بین کانون رفته هایی که موفق شده اند، درج کنند. به او هم چنین پیشنهادی داده بودند.

اگر صبر کنید تا چند ماه دیگه عکس دسته جمعی دانش آموزان رتبه اولی قلم چی هم در می آید. عکسهایی که با تقلب و دروغ گرفته می شود برای ثروت اندوزی. هر چند جنابش برای تحمیق مردم روی سر در کانون بنویسد : "وقف عام".

 

به نظر شما کانون قلم چی، خوراک تصویری دانش آموزان موفق را در لابلای انبوه اگهی های رنگارنگ روزنامه ها و تلویزیون، از چه راهی تامین می کند. آیا واقعا همه آنها رفته اند سر کلاسهای قلم چی نشسته اند؟   

+ نوشته شده در  جمعه 12 مرداد1386ساعت 2:11 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

گفته مي شود اداره اماکن نيروي انتظامي طرح ارتقاي امنيت اخلاقي و اجتماعي را در بيمارستان ها به اجرا گذاشته است.

به نوشته اعتماد، در اين رابطه ماموراني از اداره اماکن در بيمارستان هاي خصوصي و حتي اتاق هاي تخصصي وارد شده اند و به پرسنل گفته اند حين کار بايد حجاب کامل را رعايت کنند و لباس هاي مناسب بپوشند و از آرايش صورت خودداري کنند.

واقعا طرح خوبیه مبادا بیماران در حال مرگ(مشخصا چامعه ذکور) با دیدن طره ی موی یک پرستار /که در ان لحظه برای مریض کمتر از مادر نیست / دچار تغییر حال و تحول احوال گردند و خدای ناکرده به این فکر بیفتند که تا فرصت است دمی به این خمره بزنیم.

صد افرین و هزار بارک الاه به طراحان این طرح.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 3:57 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

میكل آنجلو آنتونیونی، فیلمنامه‌نویس و كارگردان ایتالیایی، روز دوشنبه در سن 9۴ سالگی درگذشت.
میكل آنجلو آنتونیونی، با بیش از شش دهه سابقه درخشان در عرصه سینما در سال 19۶0 با فیلم ماجرا (L'Avventura) به شهرتی جهانی دست یافت، وی چندین بار موفق به كسب جایزه اسكار شد.
بسیاری از فیلمنامه‌های فیلم‌های آنتونیونی را یا خود نوشته یا در نوشتن آنها همكاری داشته‌ است، كه حال و هوای غربت، ملالت، شهوت بی عشق و ناتوانی انسان از ایجاد ارتباط در آنها مشترك است.
او مانند فدریكو فلینی به نئورئالیسم درونی معتقد بود. محتوای فیلم‌های او را اغلب اضطراب‌ها ، تردیدها و نگرانی‌های بشر امروز و عدم توانایی او در برقراری رابطه معنوی با دیگران تشكیل می‌دهد. فیلم‌های وی آكنده از سكوت‌ها، خلا‌ها و همه واكنش‌های انسان مضطرب و ناامید است.
از جمله فیلم‌های مشهور این كارگردان ایتالیایی می‌توان به مردم پو، مردان غبار،
اولتر لوبلیو ، خرافات،دروغ‌های عشق،بومارزو ،خانه اشباح،بند فالوریا، داستان عشق،زنی بدون كاملیا،شكست خورده، عشق در شهر، گریه،نشانه رم، شب، كسوف،صحرای سرخ، سه چهره، آگراندیسمان،نقطه زابریسكی،چونگ كو، حرفه: خبرنگار، راز اوبروالد،شناسایی یك زن و آنسوی ابرها
اشاره كرد.

البته من امروز خبردار شدم .باید زودتر مینوشتم.دیروز برگمن امروز انتونیونی لابد فردا هم گدار....

                   

          

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 4:43 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

۲ شنبه شبکه ی 4 تکرار فیلم قلب مقدس رو پخش کرد  فیلم ایتالیایی بود و از تحول روحی یک زن ثروتمند و موفق صحبت می کرد حدس می زنم با توجه و تأثیر از مولوی فیلم نامه تهیه شده بود به چند دلیل ۱-یک صحنه از فیلم روی دیوار عکسی بود از سماع که در ترکیه هر سالروز تولد مولوی اجرا می شه و۲- با توجه به اینکه زن داستان فیلم به مرحله ای می رسه که همه چیز خودش رو رها می کنه و می بخشه. فیلم واقعا زیبایی بود و کسانی که می تونن به نظرم dvd اون رو تهیه کنن و نگه دارن.

حالا یه جایی تو فیلم (بازهم کاملا تحت تأثیر مولوی) یک زبان شناس (؟) می گه که مادر آن زن تحت تأثیر فلسفه ی قایق بوده و توضیح می ده که همه ی دین ها مانند قایقی هستند برای رسیدن به خداوند ولی معمولا پیروان آن ها آنقدر مجذوب قایق می شن که از هدف باز می مونن خیلی دنبال دلیل می گشتم برای این تغییرات جدیدی که توی مردم درباره ی دین خودشون می بینم مثلا این یاحسین و ... نوشتن ها پشت شیشه ی ماشین هاشون تو محرم یا این زیاد شدن روضه ها و اعتکاف و از این حرف ها.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 


عکس  ازروزنامه اعتمادموج دوم طرح ارتقاي امنيت اجتماعي به آن ور آب ها هم رسيده. طرح جلد، تيتر يک و گزارش ويژه مجله معتبري چون اکونوميست درباره ايران و زنانش است. زنان به زعم آن ور آبي ها «معماي پيچيده ايران» هستند. واضح است که اکونوميست با زبان بي زباني به اين نتيجه رسيده زنان ايراني نمونه کمياب و شگفت انگيزي از ظرفيت و استعداد هستند. اکونوميست البته به سنت ژورناليسم وفادار مي ماند و از شيطنت غافل نمي شود.

پ.ن۱:منبع روزنامه اعتماد دوشنبه ۸ /۵/۸۶

پ.ن۲:متن کامل مقاله اکونمومیست به زبان انگلیسی را میتوانید در اینجا ببینید وبخوانید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

پیر امیدیار  Pierre Omidyar  ثروتمندترین ایرانی اصل و صاحب بزرگترین حراجی مصاحبه با پیر امیدیار Pierre Omidyar ؛ ثروتمندترین ایرانی و موسس ايراني eBayآنلاین جهان یعنی http://www.ebay.com است پیر امیدیار در ۲۱ ژوئن ۱۹۶۷ از پدری ایرانی و مادری فرانسوی در پاریس بدنیا آمد. ۶ ساله بود که با خانواده اش به مریلند آمریکا رفت و در ۱۴ سالگی با نوشتن دومین برنامه رایانه‌ای برای کتابخانه مدرسه پا به دنیای بیتها گذاشت. پیر امیدیار رئیس و موسس سایت ای‌بی (e-bay) اولین و معروفترین وب‌گاه مخصوص حراج و خرید و فروش اینترنتی که تا آخر سال ۱۹۹۸ ۱/۲ میلیون عضو ۷۵۰ میلیون دلار حجم معاملات و حدود ۸ میلیون دلار سود به هم زده بود. حالا بعد از گذشت ۸ سال شرکت بزرگی شده است با بیش از ۶۰۰۰ کارمند ۴۶ میلیون مشتری ثبت شده و ۴۴۱ میلیون دلار سود خالص در سال ۲۰۰۵. اکنون(تا سال ۲۰۰۳) او دومین ثروتمند زیر چهل سال و بیست و نهمین ثروتمند دنیا با ثروتی بالغ بر ۷ میلیارد دلار است وی را ثروتمندترین ایرانی اصل در جهان عنوان داده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

از سزان تا پیکاسو / مجموعه ای بی نظیر از آثار گالری ولارد در موزه دو اورسی/
گالری ولارد در هنر نقاشی قرن بیستم نقشی اساسی دارد. این گالری آثار هنرمندانی چون سزان و گوگن و دگا و رنوار را عرضه داشت و این تاجر هنری سرانجام به پیکاسو رسید و رهایش نکرد. آرشیو و کارشناسی این گالری نقاشی پاریسی در جهت دادن به هنر قرن بیستم فرانسه غیر قابل انکار است. در این نمایشگاه دویست و شصت اثر بی همتا به معرض نمایش عموم گذاشته شده است.
رویای ژاپنی رودن در موزه رودن
در آخر قرن نوزده درهای ژاپن به روی جهانیان باز شد و هر کس غنیمتی می جست. هنرمندانی مانند آگوست رودن هم هنر ژاپن را کشف کردند و شیفته ی آن شدند و در کار خود از هنر ژاپن بهره ها گرفتند. رودن مجموعه ای گرانبها از آثار ژاپنی داشت که در کنار طرحها و مجسمه ها و ماسکهایی متأثر از هنر ژاپن و اشیاء هنری ژاپنی و آثاری که رودن متأثر از چهره ی گیشا و هنرپیشه ی معروف ژاپنی هاناکو ساخته است به نمایش عموم گذاشته شده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 0:52 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 0:45 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

پیشنهاد فیلم

پیشنهاد فیلم
زندگی دیگران (2006) فیلم درخشان " فلورین هنکل فن دنرسمارک" کارگردان آلمانی
 

فرزندان آدمیان (2006) - آخر زمان به روایت آلفونسو کواران؛ برگرفته از وقایع سیاسی هولناک امروز
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 0:31 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

اينگمار برگمان درگذشت
بعد از تمرين هنرمندانه زيستن“

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

 وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد

گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.

ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.

ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.

اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.

همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت.

راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 1:3 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

در آستانه هفت سالگی : توقف فعالیت سایت پندار
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 0:53 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

آیت الله) مشکینی، رييس مجلس خبرگان درگذشت

 

آيت الله علی مشکينی، رييس مجلس خبرگان رهبری، روز دوشنبه هشتم مرداد، پس از طی يک دوره بيماری طولانی در بيمارستان بقيه الله تهران و در سن ۸۶ سالگی درگذشت.

به گزارش خبرگزاری های ايران، حال رييس مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه قم، از بامداد روز پنجشنبه، ۲۸ تير، وخيم  و نگران کننده شد و  به بيمارستان بقيه الله تهران انتقال يافت و در آنجا بستری شد.

بر اساس اين گزارش، تلاش بی وقفه تيم پزشکی برای بهبود آيت الله مشکينی به نتيجه نرسيد و او پس از دياليز کليه اش درگذشت.

بيماری اين روحانی عاليرتبه محافظه کار، بيماری مزمن خونی اعلام شده بود.

در ارتباط با علت مرگ رييس مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه قم، خبرگزاری فارس به نقل از جعفر اصلانی، رييس تيم درمان آيت الله مشکينی، نوشت که وی از شش سال پيش تحت درمان بود، اما اخيرا عفونتی بر روی اين بيماری اثر گذاشت و باعث بروز اختلال ايمنی در بدن او شد.

رييس تيم درمان آيت الله مشکينی اشاره ای به نوع اين عفونت نکرد.

با اين همه، خبرگزاری فارس در خبر ديگری به نقل از جعفر اصلانی، بيماری سرطان خون و عفونت ريوی را از ديگر عوامل مرگ اين روحانی بلندپايه جمهوری اسلامی معرفی کرد.

قرار است جسد آيت الله مشکينی ساعت نه صبح روز سه شنبه، نهم مرداد، از مقابل مدرسه شهيد عالی مطهری تشييع و سپس برای تشييع و خاکسپاری به شهر مقدس قم منتقل شود

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

همش میگن نکن !! یه بار نمیگن بکن !!

شش سال اوّل زندگي:
گريه نکن .. شيطوني نکن .. دست تو دماغت نکن .. روي ديوار نقاشي نکن .. انگشتت رو تو پريز برق نکن
دمپايي بابا رو پات نکن .. به خورشيد نگاه نکن .. شبها تو جات جيش نکن .. تو کمد مامان فضولي نکن
با اون پسر بي‌تربيته بازي نکن .. اسباب‌بازي‌ها رو تو دهنت نکن .. زير دامن شمسي خانوم رو نگاه نکن

 دماغت رو تو لوله جاروبرقي نکن
دوره ي دبستان:
موقع رفتن به مدرسه دير نکن .. پات رو تو جاميزي نکن .. ورقهاي دفترت رو پاره نکن .. مدادت رو تو دهنت نکن
به دخترهاي مدرسه بغلي نگاه نکن .. تخته پاک‌کن رو خيس نکن .. حياط مدرسه رو کثيف نکن.. با دخترها شمسي خانوم ( دکتر بازی) نکن .. دست تو کيف بغل دستيت نکن .. تخته‌سياه رو خط‌خطي نکن.. گچ رو پرت نکن .. تو راهرو سرو صدا نکن .. تو کلاس پچ‌پچ نکن ..  ATARI بازي نکن
 
دوره ي راهنمايي:
ترقّه بازي نکن ..  SEGA بازي نکن ..  جاهاي بدبد فيلمها رو نگاه نکن ..  موقع برگشتن از مدرسه دير نکن
تو کوچه فوتبال بازي نکن ..  دست تو جيبت نکن .. با مامانت کل‌کل نکن .. تو کلاس صحبت نکن
بعد از ظهر سروصدا نکن .. با دختر شمسي خانوم منچ بازي نکن .. اتاقت رو شلوغ نکن
روي ميز بابات کتابهات رو ولو نکن .. عکس لختي تماشا نکن .. با بچّه‌هاي بي‌ادب رفت و آمد نکن
جرّ و بحث نکن
 
دوره ي دبيرستان:
با کامپيوتر بازي نکن .. تو حموم معطّل نکن!! .. تقلّب نکن .. با دوستات موتورسواري نکن .. عصرها دير نکن
با دختر شمسي خانوم صحبت نکن .. با بابات دعوا نکن .. تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن

تو خيابون دنبال دخترها نکن ..  مردم‌آزاري نکن .. نصف شب سرو صدا نکن ..  فيلم بد نگاه نکن
وقتت رو با مجله تلف نکن .. چشم‌چروني نکن  .. با دوربين از دختراي مردم عکس برداري نکن!!!DJبازي نکن

 

  دوره ي دانشگاه:
رشته‌اي رو که دوست داري انتخاب نکن .. ۲۴ ساعته چت نکن .. سر کلاس درس غيبت نکن
با دختر شمسي‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن .. خيابون‌ها رو متر نکن .. تو سياست دخالت نکن
با دخترهاي مردم هر کاري دلت خواست نکن .. شب براي شام دير نکن .. با مأمور پليس کل‌کل نکن
چراغ قرمز رو عشقي رد نکن .. موبايلت رو Reject نکن .. استادت رو اُسگل نکن .. حذف پزشکي نکن
آستين کوتاه تنت نکن .. همه رو دودره نکن .. با تلفون زياد صحبت نکن ..  همه رو دودره نکن!!نکن دیگه.


 دوره ي سربازي:
موهات رو بلند نکن ..  روت رو زياد نکن ..  از اوامر سرپيچي نکن .. فرار نکن .. با اسلحه شوخي نکن
غيبت نکن ..  به آينده فکر نکن .. درگيري ايجاد نکن .. به فرمانده بي‌احترامي نکن ..

غير از خدمت به هيچ چيز ديگري فکر نکن .. با رئيس عقيدتي جرّ و بحث نکن ..  اعتراض نکن
با دختر شمسي خانوم نامه‌نگاري نکن .. از تلف شدن وقتت ناله نکن .. از آشپزخونه دزدي نکن


 دوره ي شوهر بودن:
با زنت شوخي نکن .. زنت رو با دختر شمسي خانوم مقايسه نکن .. به زنت خيانت نکن .. 

  با دوستانت الواتي نکن  .. تو Orkut خودت رو Single معرفي نکن .. به زنهاي ديگه نگاه نکن !!

  موبايلت رو قايم نکن ..  از عکسهاي قبل از ازدواجت نگهداري نکن ..   پولت رو خرج دوستات نکن       
رفتار دوران مجرّدي رو تکرار نکن ..  غير از زندگي مشترک به هيچ چيز فکر نکن
ريسک نکن ..  بدون اجازهء زنت هيچ کاري نکن


 
دوره ي پدر بودن:
بچّه رو تنبيه نکن ..  به بچّه بي‌توجّهي نکن .. بچه ات رو با بچّه‌هاي ديگه مقايسه نکن .. به بچّه توهين نکن
بچّه رو از بازي منع نکن .. بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسي خانوم تشويق نکن .. با بچّه کل‌کل نکن
بچّه رو محدود نکن .. بچّه رو از جنس مخالف دور نکن ..  به مادر بچّه بي‌توجّهي نکن
بچّه رو به هيچ چيز مجبور نکن ..  آزادي بچّه رو محدود نکن .. به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن
از خواستهاي بچّه چشم‌پوشي نکن ..  جلوي بچّه با مادر بچّه ... نکن

 دوره ي پيري:
براي بچّه‌هات مزاحمت ايجاد نکن ..  نوه‌هات رو لوس نکن ..  با پيرزن‌هاي ديگه معاشرت نکن
به خاطراتت فکر نکن ..  پولت رو خرج نکن .. هوس جووني نکن .. غير از آخرتت به هيچ چيز فکر نکن
با زنت بي‌وفايي نکن .. از رفتن به خانهءسالمندان احساس نارضايتي نکن .. لباس شاد تنت نکن
به بيوه شدن دختر شمسي خانوم توجّه نکن .. تو وصيتنامه، هيچکس رو فراموش نکن
از گذشته ناله نکن .. به هر کي رسيدي، نصيحت نکن ..  به آينده فکر نکن

دوره ي پس از مرگ !
حالا ديگه دورهء نکن تموم شد! حالا هر کاري دلت مي‌خواد بکن...
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ... • ...
ولي فقط با روح دختر شمسي خانوم کاري نکن!!  

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 4:26 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

داود یاراحمدی/ davood yarahmadi

داود یاراحمدی/ davood yarahmadi

داود یاراحمدی/ davood yarahmadi

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 1:37 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

هادى غفارى عضو مجمع نمايندگان ادوار مجلس شوراى اسلامى در نشست هم انديشى حزب اعتماد ملى و مجمع نمايندگان ادوار مجلس ميرحسين موسوى را با عبارت مرحوم نام برد.‌به گزارش عصرايران در اين نشست که مهدى کروبى دبير کل حزب اتحاد ملى و تنى چند از اصلاح طلبان نيز حضور داشتند هادى غفارى در سخنانى در انتقاد از عملکرد شخصيت هاى اصلاح طلب از ميرحسين موسوى با عنوان مرحوم ياد کرد.وى گفت: با اين بى تحرکى که آقاى موسوى دارد بايد واقعا او را مرحوم گفت. ‌اين اظهارنظر هادى غفارى با احسنت احسنت گروه هاى اصلاح طلب حاضر در اين نشست هم انديشى مواجه شد که اين نشان از انتقاد جريان هاى اصلاح طلب نسبت به بى تفاوتى ميرحسين موسوى به مسايل سياسى دارد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 1:35 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

از افزایش قیمت نفت خوشحال نباشید!

افزایش قیمت نفت در ماههای اخیر و خصوصا در روزهای اخیر به یکی از مسایل مورد بحث محافل اقتصادی و سیاسی تبدیل شده است. اما آیا به راستی افزایش بی سابقه قیمت نفت به چه دلیلی شکل گرفته و آیا به نفع ماست یا خیر بحثی است که امروز قصد دارم به آن بپردازم.

افزایش تقاضای نفت در جهان که حاکی از حضور فعال محصولات نفتی در تامین انرژی جهان است مهمترین دلیل افزایش قیمت نفت قلمداد می شود اما در این میان بعضی معتقدند امریکا به عمد قیمت نفت را تقویت کرده است. در هر صورت به چند دلیل معتقدم بالا بودن قیمت نفت به نفع ما نیست و ضررهای زیادی دارد:

-متکی تر نمودن اقتصاد به نفت: به یاد بیاورید مقطع زمانی که در زمان ریاست جمهوری خاتمی قیمت نفت به زیر ده دلار در هر بشکه رسید. در آن سالها اقتصاد ما به ناچار صادرات غیر نفتی خود را افزایش داد و به اوج اتکا خود به این محصولات رسید. طبیعی است با وجود منابع نفتی تلاش کمتری در کشور به منظور استقلال اقتصاد از نفت شکل می گیرد.

- افزایش نقدینگی :  تورم ناشی از افزایش نقدینگی در دست مردم و دولت باعث خواهد شد رشد اقتصادی حاصل از افزایش درآمد کشور کاهش یابد. حاتم بخشیهای دولت در اعطای تسهیلات بانکی و سایر بودجه های جاری سبب تورم شدید شده و خواهد شد.

-مصرف زدگی در جامعه: با افزایش نقدینگی و واردات بی حد محصولات خارجی به کشور مصرف گرایی به شدت افزایش می یابد و مردم ما پولهای زیادی را به جیب تولیدکنندگان بنجلهای خارجی سرازیر می کنند. اثرات فرهنگی مرتبط با این مصرف زدگی نیز بسیار نگران کننده است و سبب افزایش آسیب های اجتماعی می گردد.

- تورم جهانی: بی شک افزایش بی سابقه قیمت نفت سبب بروز تورم جهانی خواهد شد که اثرات آن به ما هم بر می گردد. خصوصا اینکه ما واردکننده بسیاری محصولات پتروشیمی نیز هستیم.

-خطر کاهش ناگهانی قیمت: قطعا افزایش کاذب سبب فرو ریختن ناگهانی قیمت خواهد شد. دلیل این واقعه رو آوردن کشورها به انرژی های دیگر و تعطیل شدن پالایشگاههایی است که در اثر عدم وجود بهره وری تعطیل می شوند.

به این دلایل معتقدم نباید زیاد از افزایش قیمت نفت خوشحال و سر مست بود و بایستی به برنامه ریزی بیشتر اهمیت دهیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 1:24 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

روزنامه كيهان در يادداشتي به قلم ايرج نظافتي نوشت: اگر نيروي انتظامي طالب اجراي همه جانبه طرح امنيت اجتماعي است اين كار را مي بايست از مجري برنامه كوله پشتي آغاز مي كرد!

در اين يادداشت آمده است:

در پي پخش برنامه «كوله پشتي» از شبكه 3 سيما كه در آن مجري برنامه عملكرد و فعاليت هاي نيروي انتظامي در طرح امنيت اجتماعي را به باد انتقاد گرفت، مردم نيز طي تماس هاي مكرر و متعدد با صدا و سيما و مطبوعات، به اين برنامه واكنش نشان دادند كه در اين باره ذكر نكاتي لازم و ضروري به نظر مي رسد:

1- صدا و سيما به عنوان رسانه اي ملي بيش از 70 ميليون ايراني در داخل كشور را مخاطب خود دارد و بايد آيينه تمام نماي هويت ايراني- اسلامي ما باشد.

با اين حال حضور يك مجري مرد آنهم با ابروهاي اصلاح شده! و قيافه و ادا و اطوارهاي آنچناني به هيچ عنوان زيبنده رسانه اي نيست كه آن را محرم خانه هاي خود دانسته اند.

2- اگر تا ديروز شبكه هاي ماهواره اي و رسانه هاي مخالف نظام در خارج از كشور عليه طرح امنيت اجتماعي و برخورد با اراذل و اوباش موضع مي گرفتند اما در اين برنامه و چند برنامه ديگر، رسانه ملي در برنامه اي زنده و مستقيم و در حضور فرمانده نيروي انتظامي اين طرح را زير سوال مي برد!

3- اگر يك قداره بند شناخته شده فقط يك كوچه يا محله را ناامن مي كند، متاسفانه مجري اين چنيني به راحتي ناامني تمام جامعه ما را هدف گرفته است به راستي اگر قرار است سردار رادان اين طرح را به صورت همه جانبه اجرا كنند، بد نبود ابتدا از همين مجري آغاز مي كردند!

4- امروز رسانه ملي نه فقط در اين برنامه، كه در بسياري از مصاحبه هاي زنده با برخي افراد يا در سريال هاي تلويزيوني بسياري از حريم هاي اخلاقي را در هم شكسته، به گونه اي كه اين شائبه ايجاد مي شود كه گويا گردانندگان اين رسانه مي خواهند ادبياتي خاص را به جامعه حكمفرما كنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 1:44 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

ظاهرا سینمای معناگرا بازارش گرم است وبراساس آن چه که نمایندگان مجلس و مقامات ارشاد و دیگر مقامات مسئول و غیر مسئول در اعتراض به نحوه داوری های جشنواره فیلم فجر امسال اظهار داشته اند،انتظار می رود که در آینده حمایت بیشتری رااز این نوع سینما در کشورمان شاهد باشیم.از این رو، ما هم گفتیم تا دیر نشده، دست به کار شویم ویک فیلمنامه معناگرابنویسیم،باشد که به نان و نوایی برسیم:

بیست و یک گرم و سه چارک
.............................................................
میرزا ابوالفتح خان،آدم خلافی است که لباسهای شنیع می پوشدوبا قاچاقچیان بین المللی درتوزیع سیگار برای کیوسکهای روزنامه فروشی همکاری دارد.ولی از آنجا که عمل زشت بی مکافات نمی ماند،به سزای اعمالش رسیده،قلب نامبرده طی یک عمل موفقیت آمیز که به دست توانای متخصصان و با طب هسته ای انجام می گیرد،به بدن نحیف کامبیزپیوند می خورد.اما بشنوید از کامبیز...اویک جوان چشم و دل پاک است که در دانشگاه (دررشته ناسوت و لاهوت در فلسفه کی یر که گارد)درس می خواند.نامبرده به عرفان ابن عربی علاقمند بوده،در اوقات فراغت،پاچه شلوارش را تا محدوده قابل قبولی بالا می زند،می نشیند لب حوض کاشی گوشه حیاط زیر درخت خرمالو،پاهایش را می کند توی حوض،انار آب لمبو می کند واشعارسهراب سپهری را می خواند.ولی وی بعد از پیوند قلب،از نظر پایبندی به اصول اخلاقی، دگرگون گشته،عاشق زن همسایه می شود.ولی بعدا می فهمد این زن 40سال از خودش بزرگتر است و همسر صیغه ای میرزا ابوالفتح خاننیز می باشدو بنابراین منصرف می گردد ...در این حیص وبیص،تکنیسین اتاق عملی که میرزا ابوالفتح خان را در آن عمل کرده اند،می فهمدچیزی که از قفسه سینه نامبرده خارج ساخته اند،قلبش نبوده،بلکه یک عضو دیگراو بوده است.ناگهان درذهن تکنیسین مزبور،جرقه ای (با قدرت بالا) زده شده،وی به علم محدود بشری پی برده،کفشهایش را درمی آورد و با پای پیاده،راه می افتد برود تبت،دنبال دالایی لاما تا اسرار هستی را با او در میان بگذارد.
اما بشنوید ازکامبیزکه بعد از این اتفاق،دوباره بیماری قلبش عود کرده و به رازآلودگی پزشکی در قرن بیست و یکم پی برده،دستش می آید که حالا-حالاها باید توی نوبت بماند،حالا آیا میرزا ابوالفتح خاندوباره قلبش را به او بدهد،آیا ندهد ؟این است که دگرگون و متحول می شود، آخرین مجموعه رمانهای عرفانی پائولو دن کوئیلو را به همراه مجموعه اشعار مریم حیدر زاده و عین القضات همدانی با هزار قرض و قوله و بدبختی تهیه کرده،به قصد رفتن به هفت شهر عشق،به ایستگاه راه آهن می رودو می بیند میرزا ابوالفتح خان هم آنجاست و متحول شده و موهایش را هم کوتاه کرده است.فیلم با نمای نزدیکی از دستان کامبیز که با حالتی عرفانی،یقه میرزاابوالفتح خان را چسبیده،به پایان می رسد...
البته لازم به ذکر است که قریحه ی من در نوشتن برمیگردد به همنشینی با اخوی گرام که به خواست خودش اسمش محفوظ میماند......

+ نوشته شده در  شنبه 6 مرداد1386ساعت 5:39 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

+ نوشته شده در  شنبه 6 مرداد1386ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

 حراست بیمارستان مهر تهران  با گروهی از دوستان فیلمساز که برای ملاقات و عیادت مصطفی کرمی ،که چند روز پیش در اثر یک  حادثه دو دست خود را از دست داده بود ،رفته بودند برخوردکرد  و با آنان درگیر شد به گزارش پایگاه خبری فیلم کوتاه تعدادی از فعالان فیلم کوتاه کشور که امروز برای عیادت از مصطفی کرمی به بیمارستان مهر رفته بودند، با برخورد نسنجیده و توهین آمیز ماموران این بیمارستان مواجه شدند.
 کرمی که دو هفته پیش هنگام فیلمبرداری یک فیلم کوتاه در گرگان بر اثر برخورد با سیم برق فشار قوی دچار سوختگی شدید شد تا به حال دو دست و دو پایش را از دست داده است.
عصر امروز تعدادی از فیلمسازان و فعالان فیلم کوتاه کشور به عیادت او رفتند و هنگامی که در حال صحبت با خانواده کرمی بودند و در دل آنها را درباره برخورد کاسبکارانه مسئولان بیمارستان ضبط می‌کردند، چند تن از ماموران حراست بیمارستان مداخله کردند و با رفتار توهین آمیز خود سعی کردند از ثبت این واقعیت‌ها جلوگیری کنند.
به گفته اعضای خانواده کرمی، بیمارستان روز پنجشنبه از آنها خواسته 150 میلیون ریال دیگر برای انجام عمل جراحی بعدی پرداخت کنند و در غیر این صورت از انجام جراحی خودداری می‌شود.
این در حالی است که بافت‌های آسیب دیده بدن کرمی در حال گسترش است و در صورت انجام نشدن عمل جراحی، جان او به شدت به خطر می‌افتد.
تاسف آمیز آن است که مسئولان ذیربط درگیر در این حادثه تا به حال که بیش از دو هفته از وقوع آن می‌گذرد، از پذیرفتن مسئولیت شانه خالی کرده‌اند و هزینه‌های میلیونی درمان مصطفی کرمی از طریق خانواده‌اش تامین شده است.

پ.ن۱:اصل مطلب را میتوانید در اینجاو عکسهای هادی آفریده از مصطفی کرمی را میتوانید دراینجا ببینید وبخوانید

+ نوشته شده در  شنبه 6 مرداد1386ساعت 4:33 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 



Audio DVD Creator
« رایت DVD های صوتی »
توسط این نرم افزار میتوانید یک DVD با فرمت صوت را رایت کنید.
شما میتوانید به صورت یکباره، 1000 فایل صوتی را با فرمتهای مختلفی مثل MP3,WAV,WMA,OGG,MPG,AVI, و ...
را برای رایت بر روی DVD انتخاب کنید !
همچنین توسط این برنامه میتوانید روی انواع (DVD(±R/RW؛ منوهای شخصی بسازید و کار را برای دستیابی به آهنگها آسان کنید.
با اینکه طرز کار با این نرم افزار ساده است، ولی قسمت آموزش سه بخشی برای کاربران در نظر گرفته شده است !

+ نوشته شده در  شنبه 6 مرداد1386ساعت 2:7 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

منبع: www.p30download.com


آنتی ویروس پاندا با تکنولوژی بالا و سهولت استفاده یکی از قویترین نرم افزار های بازار آنتی ویروس است.
در نسخه جدید این نرم افزار سرعت اسکن تا 30٪ نسبت به نسخه های قبلی افزایش پیدا کرده، این آنتی ویروس مجهز به تکنولوژی SmartClean میباشد که علاوه بر پاک سازی سیستم از انواع ویروس ها و تروجان ها تغییرات و آسیب هایی که ویروس ها ایجاد کرده اند را نیز به حالت قبل بر میگرداند.
یکی از ویژگی های مهم این نرم افزار به روز رسانی سریع میباشد، در حین کار با اینترنت آنتی ویروس به صورت خودکار بروز میشود و احتیاج به عمل خاصی نیست، به علاوه اگر شما ویروس یا تروجانی جدیدی سراغ دارید که پاندا قادر به تشخیص آن نمیباشد با ارسال آن ویروس یا تروجان به سایت پاندا، گروه امنیتی پاندا دست به کار میشوند و پس از بررسی فایل مورد نظر و شناسایی ویروس نسخه ی ضد آن را ایجاد میکنند و شما با آپدیت کردن پاندا در مقابل آن هم ایمن میشوید.

کمپاني پاندا در ابتكاري جديد، نسخه نهايي و اخير برنامه ضد ويروس (Panda Antivirus 2007) خود را با ديگر برنامه همين شركت يعني برنامه های Panda AntiSpyware, Panda Firewall, Panda TruPrevent ادغام كرده و اين دو را در قالب يك نرم افزار كامل و مستقل عرضه كرده است.
اين ادغام  گارد قدرتمند و مستحكمي  را در سيستم هاي ميزبان ايجاد كرده كه قادر است بصورت همزمان از نفوذ جاسوس افزارها و  ويروس ها جلوگيري كرده و دیوار آتش محکمی نیز بنا سازد!

برخی از قابليت های كليدي اين نرم افزار قوی عبارتند از:
- قابليت کشف، شناسایی و حذف اتوماتيك كليه ویروس ها، کرمها و تروجان ها از سيستم ميزبان
- کنترل و مديريت كامل بر Email ها، فایلهای دريافتي، بازی های آنلاین و ديگر برنامه هاي پيام رسان در اينترنت
- جلوگيري از ورود Spy ها و برنامه هاي جاسوسي مخرب به سيستم كاربر، جهت جلوگيري از سرقت اطلاعات شما
- قابليت جلوگيري از نفوذ هكر ها به سيستم، بعلاوه شناسايي آخرين ترفند هاي بكار رفته توسط آنها (قابليت كنترل اتصال هاي WI-FI)
- قابليت شناسايي فيشر ها يا صفحات تقلبي مختلف و جلوگيري از فريب كاربر جهت دزديدن اطلاعات وي توسط اينگونه صفحات
- داراي تكنولوژي TruPreventTM Technologies، جهت شناسايي ویروسها و نرم افزار های ناشناس از روی رفتار مشکوک آن ها ( نكته قابل توجه اين است كه شناسايي ويروس هاي معروفي همچون Sasser و Mydoom  با استفاده از همين تكنولوژي صورت گرفت)
- سازگاري كامل با ويندوز هاي مختلف مايكروسافت، XP/2000 Pro ws/Me/98
- نكته قابل توجه اين است كه اين آنتي ويروس همچون بسياري از آنتي ويروس هاي معروف ديگر مقدار حافظه زيادي از سيستم ميزبان را در اختيار خود قرار ميدهد كه اين موضوع ميتواند براي بسياري از كاربراني كه از سيستم هاي ضعيف تر استفاده ميكنند مشكل زا شده و سرعت كارايي سيستمشان را به حداقل ممكن كاهش دهد!

+ نوشته شده در  شنبه 6 مرداد1386ساعت 2:6 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

روز پدر پیشاپیش مبارک

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 4:44 بعد از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 5:6 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

چراغی به دستم-چراغی در بزابرم

                             من به جنگ سیاهی میروم

گهواره های-خسته گی

  از کشاکش رفت و آمدها باز ایستاده اند

طلوع:۲۱/۹/۱۳۰۴

غروب:۲/۵/۱۳۷۹

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 3:12 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

طالبان یکی از ۲۳ گروگان کره ای خود را به قتل رساند.

به گفته ی سختگوی طالبن این اقدام به دلیل عدم ازادسازی زندانیان

این گروه به دست دولت مرکزی میباشد.

واقعا انسان قرن حاضر تا چه وقت قادر به تحمل این فجایع است؟

قطعی شدن تکلیف سهمیه بنزین گردشگری تا چند روز آینده

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 2:39 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

امروز شاعران حلقه ی ۵ شنبه ها همیشه ی خانه ی فرهنگ گیلان مهمان ویژه ای داشتند. هوشنگ ابتهاج ( سایه ) توسط یکی از دوستان هیات رییسه خانه ی فرهنگ با برنامه های خانه ی فرهنگ آشنا می شود و پس از این که می فهمد این همه برنامه توسط یک نهاد کاملاْ خصوصی برگزار می شود مشتاق می شو د تا از خانه ی فرهنگ  دیدن کند و نیز چند ساعتی در بین شاعران حلقه ی ۵ شنبه ها همیشه باشد و گپ بزند و به شعرهای این شاعران گوش دهد.

بخشی از آنچه که ایشان گفتند را می توانیددر وبلاگ علی رضا پنجه ای بخوانید . البته لازم به ذکر است به امید خدا متن کامل گفت و گو با هوشنگ ابتهاج را در شماره ی  آتی نشریه ی خانه ی فرهنگ گیلان ُ، گیله وا ویژه ی فرهنگ هنر و ادبیات که به سردبیری علیرضا پنجه ای منتشر می شود، خواهید خواند. 

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 2:28 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

پلیس و صدا و سیما می گن اکثر تجاوزها بخاطر “پوشش تحریک آمیز” قربانیه، ولی واقعا همینطوره؟

در ژاپن هم این دلیل ذکر می شه. چند وقت پیش هم یه فروشگاه انگلیسی ناچار به توقف فروش لباسی شد که گمان می رفت حمله جنسی به زنان رو تشدید بکنه. ولی در هر دو کشور اخباری از تجاوز به بچه های دو ساله و پیرزنهای هشتاد ساله مخابره شده.

یه گواه دیگه مدعیان نقش حجاب و تجاوز می تونه جدول جهانی میزان تجاوز باشه. عربستان که زنهاش حجاب فوق کامل دارند، اوضاعش مناسبه و ته جدوله. ولی همه می دونیم زنهای عربستانی فعالیت اجتماعی خیلی محدودی دارند و معمولا بدون مردشون بیرون نمی آن. تازه انقدر جامعه شون سنتیه که قربانی ها نمی تونن بیان گزارش بدند.

از طرف دیگه، بالاترین میزان تجاوز در آمریکا متعلق به آلاسکاست. چرا اونجا کاپشن و شال و کلاه مصونیت نمی آره؟ بعلاوه میزان تجاوز در آمریکا مرتبا در دو دهه اخیر کم شده، هرچند هنوز بعضی ها اینو قابل باور نمی دونن.

برای همین محدود کردن ریشه های تجاوز به نوع پوشش قربانی، ساده انگاریه. متجاوز برای کاهش مجازات یا دستکم شرم، تقصیر رو گردن دختر و جامعه می اندازه. با وجود اصرار خبرنگار تلویزیون، دختری که وسط مصاحبه قاضی مرتضوی قربانی تجاوز معرفی شد، می گفت لباسش تحریک انگیز نبود.

به نظرم خیلی خوبه که قربانی تجاوز حاضر می شه جلوی دوربین بیاد. دوره انکار تموم شده. تا سه چهار سال پیش بچه های حوادث می نوشتن فلان باند بخاطر اذیت و آزار دخترها بازداشت شد. وقتی ازشون می پرسیدم جرمشون فقط اذیت و آزار بوده، جواب می دادند نه، ولی نمی شه نوشت تجاوز. (چقدر روزی مجبورم می کرد برای دخترهای قربانی سربازهای آمریکا در اوکیناوا بنویسم هتک حرمت، نه تجاوز!)

من قصد ندارم نقش لباس رو انکار کنم ولی نباید تنها مدرکمون اعتراف متجاوز باشه. باید تحقیق مستقل صورت بگیره و همه ریشه ها شناسایی بشه.

بعد باید همه متجاوزها رو اعدام کرد. راستی همه؟ در غرب درصد قابل ملاحظه ای از تجاوزها توسط شوهر یا پارتنر صورت می گیره، اما آیا حاضریم بحث تمکین رو کنار بذاریم و شوهرهای متجاوز رو هم اعدام کنیم؟ یا نه، اون نوع تجاوز ایرادی نداره؟

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 2:26 قبل از ظهر  توسط بابا گنوش  | 

مطالب قدیمی‌تر